فيلم  مونیخ، جديدترين فيلم اسپيلبرگ رو ديدم و دوستش داشتم. راستش بنا به چيزايي كه در دوران "باني فيلم" درباره‌ي فيلم خونده بودم، فكر نمي‌كردم فيلمي باشه كه خوشم بياد، ولي خوشم اومد. بازي اريك بانا  در نقش اصلي فيلم رو خيلي دوست داشتم. بازي دانيل كريگ هم جالب بود.

نشان دادن لحظات انساني زندگي آدما. فلسطيني‌ها، اسرائيلي‌ها و حتي گروهي كه تنها دليل دور هم جمع شدنشون قراره آدم‌كشي باشه، خيلي خوب بود و به نظر من دليل قوت فيلم بود كه باعث ايرادگيري‌هاي مختلف يهودها و ...  هم به فيلم شد. (منظورم از لحظات انسانی، جزئیات و ریزه‌کاری‌های زندگیه. مثل حرف‌هایی که موقع ناهار خوردن زده می‌شه یا نمی‌شه یا ...)

من كه طرفداري از كسي در اين فيلم حس نكردم. نمي‌دونم شايد تو لايه‌هاي پنهان فيلم كه دركشون نكردم، يا متوجه نيستم كه درك كردم!!!! يه چيزايي باشه! اگه كسي كشفشون كرد، خبرمون كنه.

فيلم يه تيكه هم به تروريستي آمريكايي مي‌انداخت! وقتي كه دنبال گرفتن اطلاعات بودند و خودشونو آمريكايي و مستقل از هر دولتي معرفي مي‌كردن! تنها در اون صورت بود كه اطلاعات لازم بهشون داده مي‌شد!

تنها چيزي كه درست نمي‌فهميدیم، دليل سرسپردگي نقش اصلي (اريك بانا) و اعتقاد وحشتناكش به اينكه اين كار رو بايد بكنه، بود ... كه آخراي فيلم با ديدن حرفاي مادرش و طرز برخورد اون با مسأله، قضيه برامون روشن شد. مگه ما خودمون كم داريم از اين آدم‌هايي كه نوع ايمان بعضياشونو هر كاري مي‌كنم درك نمي‌كنم!؟ ولي از ترديد و حتي قضاوت بيرحمانه‌ي اريك بانا در مورد خودش و از صحنه‌هاي آخر فيلم كه اون افكار در موقع سكس به سرش هجوم آورده بودند  هم  خوشم اومد.